مرتضى مطهرى

57

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ملامت مىكردند ، مىگفتند عراق كه مركز ارتش اسلامى بود از تو دعوت كرده بود و هجده هزار نفر با نمايندهء تو بيعت كردند و دوازده هزار نامه براى تو فرستادند ، چرا به آنجا نرفتى ؟ مگر از عراق جايى بهتر و بالاتر هم بود ؟ ! اساساً كوفه شهرى است كه بعد از جنگهايى كه در صدر اسلام واقع شد ، به دستور عمر بن خطّاب توسط ارتش اسلام ساخته شد ، و از كوفيها و مردم عراق شجاع‌تر و سلحشورتر وجود نداشت . در عين حال همين مردمى كه هجده هزار بيعت‌كننده داشتند و دوازده هزار نامه نوشته بودند ، به مجرد اينكه سر و كلّهء پسر زياد پيدا شد همه فرار كردند ، چرا ؟ چون زياد بن أبيه سالها در كوفه حكومت كرده بود ، آن قدر چشم درآورده بود ، آن قدر دست و پاها بريده بود ، آن قدر شكمها سفره كرده بود ، آن قدر افراد را در زندانها كشته بود كه اينها به كلى احساس شخصيت خودشان را از دست داده بودند . لذا تا شنيدند پسر زياد آمد ، زن دست شوهرش را مىگرفت و او را از پيش مسلم كنار مىكشيد ، مادر دست بچهء خودش را مىگرفت ، خواهر دست برادر خودش را مىگرفت ، پدر دست فرزند خودش را مىگرفت و از مسلم جدا مىكرد ، و بىشك مردم كوفه از شيعيان على بن أبي طالب بودند و امام حسين را شيعيانش كشتند . لذا در همان زمان هم مىگفتند : « قُلوبُهُمْ مَعَهُ وَ سُيوفُهُمْ عَلَيْهِ » « 1 » ، چرا كه امويها شخصيت ملت مسلمان را لِه كرده كوبيده بودند و ديگر كسى از آن احساسهاى اسلامى در خودش نمىديد . حسين عليه السلام شخصيت اسلامى مسلمين را زنده كرد اما همين كوفه بعد از مدت سه سال انقلاب كرد و پنج هزار نفر توّاب از همين كوفه پيدا شد و سر قبر حسين بن على رفتند و در آنجا عزادارى كردند ، گريه كردند و به درگاه الهى از تقصيرى كه كرده بودند توبه كردند و گفتند ما تا انتقام خون حسين بن على را نگيريم از پاى نمىنشينيم ، يا بايد كشته بشويم يا انتقام بگيريم ، و عمل كردند و قتلهء كربلا را همينها كشتند . و شروع اين نهضت از همان عصر عاشورا و از روز دوازدهم محرم بود . چه كسى اين كار را كرد ؟ حسين بن على . شخصيت دادن به يك ملت به اين است كه به آنها عشق و ايده‌آل داده شود و اگر عشقها و ايده‌آلهايى دارند كه رويش را غبار گرفته است ، آن گرد و غبار را زدود و دومرتبه آن را زنده كرد .

--> ( 1 ) . مقتل الحسين مقرّم ، ص 203 .